احسان صالحی: دو روز پس از آنکه میرحسین موسوی بیانیه جدید خود را صادر کرد و در آن حرمتشکنان روز
عاشورا را مردم خداجویی نامید که حسین حسینگویان به خیابانها آمدند و در
عین حال، با یک عقبنشینی تلویحی دولت را به رسمیت شناخت، عبدالکریم سروش،
محسن کدیور، عطاءالله مهاجرانی، عبدالعلی بازرگان و اکبر گنجی در
بیانیهای مشترک که در رسانههای جریان فتنه از آن بهعنوان بیانیه پنج
روشنفکر ایرانی در حمایت از بیانیه موسوی یاد شد، به میدان آمدند تا بر
خواستههای غیرقانونی خود پافشاری کنند و در ضمن نشان دهند کار در دست
موسوی نیست که اگر وی به هر دلیلی قصد عقبنشینی کرد، بقیه نیز پشت سر او
حرکت کنند.
احسان صالحی: دو روز پس از آنکه میرحسین موسوی بیانیه جدید خود را صادر کرد و در آن حرمتشکنان روز عاشورا را مردم خداجویی نامید که حسین حسینگویان به خیابانها آمدند و در عین حال، با یک عقبنشینی تلویحی دولت را به رسمیت شناخت، عبدالکریم سروش، محسن کدیور، عطاءالله مهاجرانی، عبدالعلی بازرگان و اکبر گنجی در بیانیهای مشترک که در رسانههای جریان فتنه از آن بهعنوان بیانیه پنج روشنفکر ایرانی در حمایت از بیانیه موسوی یاد شد، به میدان آمدند تا بر خواستههای غیرقانونی خود پافشاری کنند و در ضمن نشان دهند کار در دست موسوی نیست که اگر وی به هر دلیلی قصد عقبنشینی کرد، بقیه نیز پشت سر او حرکت کنند.
بیانیه این پنج نفر اگرچه حاوی نکته جدیدی نبود اما طیف نگارندگان آن نشان میدهد یک سنت الهی در حال تکرار است: "ثم کان عاقبه الذین اساؤا السوی ان کذبوا بایات الله و کانوا بها یستهزؤن"، "پس آنها که بد کردند (و در ارتکاب گناه اصرار ورزیدند) دچار عاقبتی بدتر شدند (و آن اینکه) آیات خدا را تکذیب کرده و آنها را به استهزاء گرفتند."
عاقبت بدتر برای جریان فتنه آنجاست که ماهیت این جریان بر خلاف آنچه که برخی اصرار دارند از آن صرفا بهعنوان اعتراضی مسالمتآمیز یاد کنند، علاوه بر روشن شدن عقبههای حمایتهای بیگانه، با شیب تندی به سمت ضددینی گرایش دارد. بهطوری که این شیب با گذشت زمان و اصرار فتنهگران بر بدکاری و گناه هر روز تندتر شده و نشانههای آن نیز در شعارها و رفتارهای آنان از روز قدس (روزهخواری، شعارهای انحرافی نه غزه نه لبنان) گرفته تا 13 آبان و تقویت منافع استکبار در روز سمبل مبارزه با استکبار و 16 آذر (اهانتهای مستقیم به امام راحل و رهبری) و نهایتاً روز عاشورای حسینی و حرمتشکنی بیسابقه روشن است.
با این حال، عاقبت بدتر در اثر اصرار بر بدکاری، آنچنان گریبان جریان فتنه را گرفته است که در آخرین مورد، پنج نفری که هر یک سابقه انکار یکی از مسلمات و بدیهیات تشیع را دارند، خود را در قامت صحنهگردان آن میبینند و بیانیه راهبردری صادر میکنند.
عبدالکریم سروش
بسط تجربه نبوی و قبض و بسط شریعت دو نظریه بحثبرانگیز سروش در دهه 70 بودند که وی سال 86 در گفتگو با مجله zemzem با ادعای اینکه دریافتهای پیامبر اکرم از وحی تجارب و درکهای شخصی ایشان از الهامات بوده است، بهطور واضحی بر خلاف معتقدات واضح مسلمانان، ادعای بشری بودن قرآن را مطرح کرد. وی همچنین در خصوص عصمت پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) نیز شبهاتی وارد کرده بود.
سروش گفت: بنا به روایات سنتی پیامبر تنها وسیله بود، اوپیامی را که از طریق جبرییل به او نازل شده بود، منتقل می کرد. به نظر من پیامبر نقش محوری در تولید قرآن داشته است. پیامبر به نحوی دیگر نیز افریننده وحی است. آن چه او از خدا دریافت می کند، مضمون وحی است. پیامبر، مانند یک شاعر این الهام را به زبانی که خود می داند و به سبکی که خود به ان اشراف دارد و با تصویر ودانشی که خود در اختیار دارد منتقل می کند. شخصیت او نیز نقش مهم در شکل دادن به این متن ایفا می کند.
وی همچنین ادعا کرد: پیامبر حقیقتا به آنچه می گفته، باور داشته است. این زبان خود او ودانش خود او بود و فکر نمی کنم که دانش او از دانش مردم هم عصرش درباره زمین، کیهان وژنتیک انسان ها بیش تر بوده است. بسط تجربه نبوی در زمان انتشار، به تلاش برای گسترش نظریه خطاپذیری معرفت دینی (در قبض وبسط تئوریک شریعت) به قرآن تعبیر وانتقادات فراوانی را باعث شد.
سروش، مقصود خود را از این نظریه به صراحت بیان کرده بود: پیامبر(ص) براساس تجربه شخصیت ودانش خود که از دید وی "در حد دانش عصر نزول" قران بوده است، الهام الهی را به صورت متن و کتاب درآورده است. همچنین، قرآن معجزه اسلام، به خاطر انسانی بودن خطا پذیر است.
محسن کدیور
محسن کدیور نیز که پس از دوم خرداد 76 و در پروسه تضعیف ولایت فقیه که از سوی بخشهایی از جریان به قدرت رسیده بهطور جدی دنبال میشد، به تخطئه نظریه ولایت مطلقه فقیه طی مقالات و سخنرانیهای متعددی اقدام کرد، سرانجام در اردیبهشت ماه سال 85 در شماره 3 نشریه مدرسه، نشان داد که عاقبت بدتر در اثر اصرار بر بدکاری به سراغ وی نیز آمده است. کدیور در مقالهای با عنوان "بازخوانی نظریه علمای ابرار"، تلقی از امامت را به دو بخش بشری و فرابشری تقسیم کرد و نتیجه گرفت نباید صفات فرابشری را به ائمه اطهار(علیهم السلام) نسبت داد
وی با تأکید بر بشری بودن صفات ائمه اطهار و ضرورت نفی صفات فرابشری، در عصمت ائمه علیهم السلام
عبدالعلی بازرگان
عبدالعلی بازرگان شریک اقتصادی سالهای قبل از انقلاب میرحسین موسوی است که به همراه آلادپوش، سه عضو هیئت مدیره شرکت سمرقند را تشکیل میدادند و پس از انقلاب نیز انتشارات کلمه را با هم اداره میکردند.
بازرگان داماد حسینی طباطبایی و از اعضای جلسات صبح جمعه منزل حبیبالله پیمان است. حسینی طباطبایی فردی است که به گرایشهای وهابی در تهران شهرت دارد. برگزاری نمازجمعه فرقهای جدید با گرایشهای وهابی از جمله اقدامات ضدامنیتی حسینی طباطبایی در تهران بود که برخی میگویند هنوز نیز این فعالیتها ادامه دارد.
بازرگان در اندیشه های شیعی خدشه وارد کرده و دارای گرایش های شبه وهابی است. او مواضع خود را
اکبر گنجی
عاقبت بدتر در اثر اصرار بر بدکاری برای اکبر گنجی نیز از زمانی رقم خورد که وی با بیشرمی از به موزه تاریخ سپردن افکار امام خمینی به یک نشریه آلمانی گفت. اما گنجی نیز سال گذشته با انکار کلامالله بودن قرآن و وجود امام زمان(عج) ماهیت ضددینی خود را بیشتر روشن کرد.
وی در ادامه سلسله مقالاتش در مورد اسلام که به نوعی در ادامه ی مقالات عبدالکریم سروش در رد الهی بودن قرآن بود و حتی گفته میشد این یادداشتها با هماهنگی کامل سروش و برخی نزدیکانش و گاهی توسط شخص سروش، نگارش می شود، طی مقالهای با عنوان "تاملاتی در باب تروریسم مقدس" نوشت: مسالهی اصلی "قرآن محمدی" این بود که قرآن سخن کیست؟ "قرآن محمدی" نشان داد که هیچ دلیلی بر کلام الله بودن قرآن وجود ندارد. وی ضمن ادعای اینکه "اثبات اینکه قرآن، سخن خدا است، ناممکن است"، افزود: قرآن، متنی است که بعدها بهوسیلهی مسلمانها، از ترکیب چند گفتمان مختلف، ساخته شده است.
وی همچنین مدعای وجود امام زمان(عج) را هم بی دلیل خواند و افزود: تا کنون حتی یک دلیل بر وجود موجود مقدس و معصومی با عمر بیش از 1200 سال (مهدی موعود) اقامه نشده و اساسا اقامه شدنی نیست.
وی همچنین افزود: به فرض آنکه بتوان، از طریق تحقیقات تاریخی، اثبات کرد که امام یازدهم شیعیان فرزندی داشتهاند، ادعای طول عمر بیش از ۱۲۰۰ سال، با علم تجربی مدرن تعارض دارد.
در میان این پنج نفر، تنها عطاءالله مهاجرانی باشد که علیرغم رسواییهای اخلاقی پیشآمده برای او که وی را ناگزیر به ترک ایران کرد و رد بدیهیات خط امام(ره) مانند ولایت فقیه، هنوز کار به انکار علنی قرآن و عصمت ائمه و وجود امام زمان(عج) نرسیده باشد.
ماهیت ضددینی جریان فتنه در اندیشه و عمل نسبت به 7 ماه قبل کاملاً روشن است و جالب اینجاست که سران داخلی این جریان هم خود را خداجوی و پیرو خط امام حسین(ع) و امام راحل میدانند و در ضمن هیچ ارادهای برای کمترین مرزبندی با طیفی از عناصر اجنبی و استکباری حامیاشان گرفته تا جریان ضد دین و ضد شیعی که عملاًخود را صحنهگردان و میداندار اصلی میپندارند، نمیکنند.
عطاء الله مهاجرانی
مهاجرانی اگر چه مثل دیگر نویسندگان بیانیه چهره ای عمیق و با عقبه نظری قوی نبوده و نیست؛ اما مواضع و عملکردش طی این سال ها گواهی است بر اینکه او نیز در همین سلک قرار دارد. اندیشه هایی از این دست در زمان وزارت او بود که در روزنامه های زنجیره ای و به یمن تساهل و تسامح دولت اصلاحات به صورت علنی تئوریزه شد.
در شرایط تلخ آن روز رهبر انقلاب طی سخنانی در نماز جمعه ناگفته هایی را با مردم در میان گذاشتند. ایشان فرمودند:«من قلبا از بعضی پدیده هایی که در کشور هست رنج می برم. من نمی خواهم آنچه را که برای من رنج آور است با افکار عمومی مطرح کنم؛ اما این نکته که آن روز گفتم داستان غم انگیزی است، حقیقتا هم همین طور است.... متاسفانه همان دشمنی که به وسیله تبلیغات خود همتش این بود که افکار عمومی یک کشور را به سمتی متوجه کند، امروز به جای رادیوها آمده در داخل کشور ما پایگاه زده است. بعضی از این مطبوعات که امروز هستند، پایگاه های دشمنند.»
سلام
وبلاگ خیلی خوبی دارید
اگه میشه وبلاگ منو تو لیست پیوندها قرار بدید
ممنون میشم
التماس دعا